تعداد کل بازديد :12277

بازديد امروز :11

ارديبهشت ماه - قند عسل و هديه

[ خانه | ايميل|شناسنامه| مديريت ]

تصاوير

موضوعات وبلاگ

دوستان


لينک به لوگوي من

ارديبهشت ماه - قند عسل و هديه

اشتراک

نام:

ايميل:

 

حضور و غياب

يــــاهـو

جستجوي سريع

:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

بايگاني

دي ماه [20]
بهمن ماه [29]
اسفند ماه [29]
فروردين ماه [26]
ارديبهشت ماه [21]
خرداد ماه [12]
تیر ماه [7]
مرداد ماه [13]

شهرى تو را از شهر ديگر بهتر نيست . بهترين شهرها آن بود که در آنت آسايش زندگى است . [نهج البلاغه]

   1   2   3      >

+ قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود ...

قند عسل::: سه‏شنبه 27/2/1384::: ساعت 11:51 صبح

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
خارها هم کمتر نبود از گل بسا گل تر بود
قرن ما شاعر اگر داشت
کبوتر با کبوتر،باز با باز نبود!
واي بر ما
واي بر ما
که تصور کرديم
عشق را بايد کشت
در چنين قرني که دانش حاکم است
عشق را از "صحنه"دور انداختن
ديوانگيست
درماندگيست
شرمندگيست
قرن
قرن آتش نيست!
قرن ،قرن يک هواي تازه است
فکرها را شست و شويي لازم است
گم شديم در ميان خويشتن
جست و جويي لازم است
نازنينا
از سفيدي تا سياهي را
سفر بايد کنيم
"الهه شرقي"


موضوعات يادداشت


+ دو خط موازي

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 5:42 عصر

دو خط موازي زائيده شدند . پسرکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد. آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد . و در همان يک نگاه قلبشان تپيد . و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند .
خط اولي گفت : ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ . من روزها کار ميکنم.ميتوانم بروم خط کنار يک جاده دور افتاده و متروک شوم ، يا خط کنار يک نردبام .
خط دومي گفت : من هم ميتوانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ، يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت .
خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .

در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند . دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه کردند .
و خط دومي پقي زد زير گريه .
خط اولي گفت نه اين امکان ندارد حتما يک راهي پيدا ميشود .
خط دومي گفت شنيدي که چه گفتند . هيچ راهي وجود ندارد ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .
خط اولي گفت : نبايد نااميد شد . ما از صفحه خارج ميشويم و دنيا را زير پا ميگذاريم . بالاخره کسي پيدا ميشود که مشکل ما را حل کند .
خط دومي آرام گرفت و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بيرون خزيدند از زير کلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .
آنها از دشتها گذشتند ... از صحراهاي سوزان ... از کوهاي بلند ... از دره هاي عميق ... از درياها ... از شهرهاي شلوغ ... سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات کردند .
رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميکنيد .
فيزيکدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان کنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيک وجود نداشت .
پزشک گفت : از من کاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .
شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل ترکيب هستيد . اگر قرار باشد با يکديگر ترکيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .
ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا کن فيکون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند کرات با هم تصادم مي کنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يک قانون بزرگ را نقض کرده ايد .
فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است .
و بالاخره به کودکي رسيدند کودک فقط سه جمله گفت : شما به هم مي رسيد . نه در دنياي واقعيات . آن را در دنياي ديگري جستجو کنيد .
دو خط موازي او را هم ترک کردند و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند .
اما حالا يک چيز داشت در وجودشان شکل مي گرفت . « آنها کم کم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟
خط اولي گفت : اين که به هم برسيم .
خط دومي گفت : من هم همينطور فکر ميکنم و آنها به راهشان ادامه دادند .
يک روز به يک دشت رسيدند . يک نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميکرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا کنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه کاغذ بيرون مي آمديم .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش . نقاش فکري کرد و قلمش را حرکت داد و آنها دو ريل قطار شدند که از دشتي مي گذشت و آنجا که خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت سر دو خط موازي عاشقانه به هم مي رسيد.

 


موضوعات يادداشت


+ پسرا مثل ...

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 5:24 عصر

پسرا مثل چی هستن ؟
1- مثل رادیو هستن ! هرچی می خوان می گن ولی هرچی بگی نمی شنون !!!!
2- مثل لیمو شیرین میمونن ! اول شیرینن و بعد تلخ می شن !!!!
3- مثل کنتور برقن ! هرازگاهی عقلشون صفر می شه!!!!
(این حرفا رو کی زده خدا می دونه )


موضوعات يادداشت


+ هر وقت دلم برات تنگ ...

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 5:22 عصر

هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم پشت آبراه برات گریه می کنم ، پس هر وقت بارون می آد بدون دلم برات تنگ شده .


موضوعات يادداشت


+ دو خط موازي

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 5:5 عصر

سر کلاس رياضي بود که استاد اومد و دو خط تا موازي کشيد رو تخته . خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و تو دلش عاشقش شد ، خط بالايي نگاهي به خط پاييني کرد و تو دلش عاشقش شد . در همين لحظه بود که استاد فرياد زد : " دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن . "


موضوعات يادداشت


+ خر دجال (2)

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 10:42 صبح

... ميان خودمان باشد نبايد پاى روى حق گذاشت ‌‌،‌ چون گوسبندهاى خر در چمن آنقدر ها هم ناشى نبودند و منافع خودرا ميپائيدند ، و از لحاظ مآل انديشى باج بشغال ميدادند تا اگر خدا نخواسته گرگهاى همسايه به گله بزنند ،‌شعال ها زوزه بکشند و گرگها را فرار بدهند . اما بيشتر اين شغالها پيزى افندى و پزواى از آب در آمده اند و از بسکه زوزه ميکشيدند خواب و خوراک را بگوسبندها حرام کرده بودند . و گاهى هم که عشقشان ميکشيد با گرگها ساخت و پاخت ميکردند و با آنها دنبه ميخوردند و با گوسبندها شيون و شين راه ميانداختند ،‌ گوسبندها هم دندان روى جگر مى گذاشتند و تک سم خودشان را گاز ميگرفتند و ميگفتند ؛ " آمديم تره گرفتيم که قاتق نانمان بشود قاتل جانمان شد !"
الخلاصه ‌‌، درى بتخته خورد و روزى از روزها روباه دم بريده اى که سوداى سير آفاق و انفس بکله اش زده بود از کشورهاى دور دست با دوربين عکاسى وشيشه ترموس و پالتو بارانى و عينک دور شاخى ،‌ گذارش بسرزمين خر در چمن افتاد . اين ور بو کشيد و آن ور پوزه زد و بفراست در يافت که زير کشور خر در چمن پر از گوهر شبچراغ است .‌اين مسئله خيلى عجيب است ،‌ زيرا از قراريکه در کتب قدما آمده گوهر شبچراغ رنگ و بو و طعم ندارد . ـ‌ مخلص کلام روباه با خودش گفت : ‌" اگر کلکی سوار بکنم که تا هنوز کسی بو نبرده اينها را از دست گوسبندها در بياورم ،‌ ‌نانم تو روغن است ! " دم بريده اش را روی کولش گذاشت و سيخگی تا مسقط الرأس خودش دويد و با مقامات نيمه صلاحيتدار انتروييو کرد و بپاداش خدمتش بطور استثنا يک پالان برای روباه درست کردند و مقداری پيزر لايش چپاندند و چند مرغ آبريت کرده لاری وخروس اخته هم عوض نان وروغن باو دادند.
روباه سبيلهاى چربش را تاب داد ـ متأسفانه سابقا اشاره نشده که روباه نر هم سبيل دارد ـ وبکشور خر درچمن برگشت . خوب که وارسی کرد توی سر طويله شغالهايی که باج ميگرفتند ‌يک دوالپاد لندهور پيدا کرد که او را مهتر در آخور گذاشته و کثافت از سرو رويش بالا ميرفت و دايما فرياد ميزد : " من گشنمه ! " او را برد توی پاشوره حوض ‌، سرو صورتش را طهارت گرفت و تروتميز و نو نوازش کرد برای اينکه او را بجان گوسبندها بيندازد ، اما از آنجا که گوسبندها به کنسرت سمفونيک شغال عادت داشتند ، يکمرتبه او را جا نزد چون ممکن بود رم بکنند . جارچی انداخت وتو هر سوراخ وسنبه را گشتند از توی قبرستان کهنه ای يک کفتار برمامگوزيد پيدا کردند که ميخواست سری توی سرها بياورد وداخل گوسبند حساب بشود . از اين رو شبهای مهتاب با شغالها دم ميگرفت وزوزه ميکشيد . روباه رفت جلو ‌، هری تو رويش خنديد و گفت :‌ " آقای کفتار ! غلام حلقه به گوش من ميشی ؟" کفتار جواب داد ، جان دل کفتار ! من اصلا تو حلقه بزرگ شدم ، ما نوکريم . خانه زاديم ،‌ بروی چشم !
کفتار را هفت قلم آرايش کردند و دو تا شاخ گاوميش روی سرش چسباندند . کفتار يک ريش کوسه هم زير چانه اش گذاشت و شليته قرمزهم بپاش کرد و آمد در چراگاه گوسبندها ....
ادامه دارد
 


موضوعات يادداشت


+ خر دجال

قند عسل::: يکشنبه 25/2/1384::: ساعت 10:33 صبح

سلام امروز براتون يه داستان از داستانهای صادق هدايت رو تو وب لاگ بنويسم :

تبصره : قبل از شروع از خوانندگان عزيز و محترم معذرت ميخواهم که اين عنوان بهيچوجه با موضوع اين قضيه ربط ندارد. گر چه ميتوانستم عناوين ديگری از قبيل :قضيه گورکن يا خر در چمن يا گوهر شب چراغ يا صبح يا دم حجره يا چپ اندر قيچی و يا هزار جور عنوان بی تناسب ديگر انتخاب بکنيم اما از لحاظ ابتکار ادبی مخصوصا اين عنوان را مستبدا بطور قلم انداز اختيار کرديم تا باعث حيرت عالميان شود و ضمنا بدانند که ما مستبد هم هستيم. و حالا به هيچ قيمتی حاضر نيستيم آن را تغيير بدهيم . اميد است خوانندگان با ذوق و خوش قريحه عنوان مناسب تری برای اين قضيه توی دلشان خيال بکنند و به مصداق کلمه قصار پيران ما که از قديم فرموده اند : انسان محل نسيان است اينگونه سهل انگاری ها ی مبتکرانه و بيسابقه را بنظر عفو و اغماض بنگرند . حالا از شما گوش گرفتن و از ما نقالی کردن يا حق:
يکی بود يکی نبود غير از خدا هيچ کس نبود يک گله گوسبند بود که از وقتی که تنبان پايش کرده بود و خودش را شناخته بود ـ البته همه ميدانند که گوسبند تنبان ندارد اما اين گوسبندها چون تحصيلکرده و تربيت شده بودند و تعاريج عند ما غيه انها ترقی کرده بود نه تنها تنبان می پو شیدند بلکه نفری يک لوله هنگ هم که از اختراعات باستانی اين سرزمين بود برسم يادگار بدست ميگرفتند و گاهی هم از کوری حسود استمنا فکری ميکردند بعلاوه عنعنات آنها خيلی تعريفی بود به طوری که کسی جرات نمی کرد بگويد بالای چشمتان ابرو است
باری چه دردسرتان بدهم اين گله گوسبند در دامنه کوهی که معلوم نيست به چه مناسبت کشور آنرا خر در چمن ميناميدند زندگی کجدار مريز ميکردند و می چريدند و شکر خدا ميکردند که آخر عمری از چريدن علف نيفتاده اند.
گوسبندهای ممالک مجاور که گاهی با معشوقه های خود برای ماه عسل باين سرزمين ميامدند لوچه پيچک ميکردند و به به اين گوسبند ها سر کوبت ميزدند که ای بندههای خدا چشم و گوشتان را باز کنيد از شما حريکت از خدا بريکت اگر به همين بخور و نمير بسازيد کلاهتان پس معرکه ميماند و عاقبت شکار گرگ می شويد .
اما گوسبندهای خر در چمن پوز خندی ميزدند و فيلسوف مابانه در خواب ميگفتند : زمين گرد استمانند گلوله ما خر در چمنی هستيم و پدران ما خردر چمنی بوده اند سام پسر نريمان فرمانروای سيستان و بعضی ولايات ديگر بوده است بالاخره هر هر جه باشد ما يک بابائی هستيم که آمده ايم چهار صبا تو اين ملک زندگی بکنيم . سری را درد نميکند بيخود دستمال نمی بنندند هر که خر است ما پالانيم و هر که در است ما دالانيم. شماها از راه غرض و مرض آمده ايد ما را انگولک کنيد و از جريدن علف بيندازيد اما حسود به مقصود نميرسد . البته ما اذعان داريم که در کشور بايد اصلاحاتی بشود اما اين اصلاحات بايد به دست بز اخفش انجام بگيرد و کوزه ما را لب سقا خانه بگذارد عجالتا خدا کند که ما از جريدن علف نيفتيم.
گوسبندهای کشورهای آنور درياهی و صحراها از اينهمه اشعار و معلومات فلسفه آلود تو لب ميرفتند و به عقل و فراست آنها غبطه می خوردند . گوسبندهای خر در چمن چريدن علف را جزو برنامه مقدس آفرينش گمان ميکردند و پاهايشان را توی يک سم کرده بودند و بيخود و بيجهت بدلشان برات شده بود که بز اخفش نجات دهنده آنهاست...
ادامه دارد


موضوعات يادداشت


+ شيوع نوع جديدي از ويروس سابر

قند عسل::: سه‏شنبه 20/2/1384::: ساعت 3:53 عصر

کارشناسان خبردادند که نوعي از ويروس سابر با نام ‪ Sober.P‬به شدت در حال گسترش است به گونه‌اي که اکنون بر طبق نظر شرکت‌هاي توليدکننده آنتي ويروس در اروپا، ‪ ۵‬درصد از تمامي ترافيک پست الکترونيکي را به خود اختصاص داده است.
اين در حالي است که به گفته يک شرکت بزرگ توليد محصولات امنيتي، فراتر از ‪ ۷۷‬درصد از ميزان کل تمامي ويروس‌هاي مشاهده شده فعلي را اين کرم کامپيوتري به خود اختصاص داده است، و شرايط نيز به گونه‌اي است که اين ارقام همچنان در حال ناگوارتر شدن است.
اين شرکت امنيتي پيشتر از اين مشاهده اين ويروس ‪Sober.P‬را در اين هفته اعلام نموده بود و نمود آن نيز به اين شکل بود که اين ويروس با غير فعال کردن ضد ويروس ‪ Symantec‬بر روي سيستم‌هاي عامل ويندوز و از کار انداختن ديوار آتش اين سيستم عامل شيوع خود را اعلام نموده بود.
شرايط شيوع اين ويروس ، از راه پخش يک اسپم بوده است.
کارشناسان شرکت‌هاي ضد ويروس معتقدند روند رشد اين کرم کامپيوتري شتاب بيشتري خواهد يافت.

تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪17/02/1384‬
علمي. جامعه اطلاعاتي.

 


موضوعات يادداشت


+ دوران نامزدي

قند عسل::: شنبه 17/2/1384::: ساعت 7:48 عصر


دوران نامزدي

يکي از اموري که در زندگي مشترک نقش
حساسي دارد، « دوران نامزدي» است . اگر با اين دوران ، با ظرافت و ماهرانه برخورد
شود و به وظايف مخصوص آن عمل شود، مي تواند در بالندگي و پرباري و استحکام دوران
هاي بعدي ، تأثيرعميقي داشته باشد.

سخن عاميانه اي بين مردم هست که مي
گويد : « يک روز دوران نامزدي ، بهتر از يک سال دوران بعد از عروسي است !»
اين سخن ، هر چند مبالغه آميز است، اما حقيقت مهمي را بيان مي کند ؛ واقعاً دوران
نامزدي از جهاتي مهم تر و شيرين تر و پُر بارتر و لذت بخش تر و سازنده تر از دوران
پس از عروسي است و مي توان در اين دوران ، شالوده و پايه هاي زندگي آينده را بنا
نهاد .

منظور ما از « دوران نامزدي » ، فاصله ي بين عقد و عروسي است
. يعني عقد صورت گرفته باشد و يا اگر طرفين براي عقد دائم آمادگي ندارند و مي
خواهند در فرصت و مناسبتي خاص و با برپايي جشن،

عقد
کنند ، مي توانند عقد موقت بخوانند تا
زمان عقد دائم فرا رسد . عقد موقت ، قانون و شرايط مخصوصي دارد که بايد رعايت شود و
يکي از شرايط آن اين است که : حتماً بايد با اجازه ي پدر دختر باشد ( مانند عقد
دائم ).

وظايف دختر و
پسر در اين دوران

1- افزايش
شناخت نسبت به يکديگر، براي

تفاهم
بيشتر

هر چند دختر و پسر، در
مرحله ي گزينش ، بايد شناخت کافي نسبت به هم پيدا کرده باشند اما علاوه بر آن شناخت
، بايد در دوران نامزدي ، آشنايي ملموس تر و محسوس تر و بيشتري از يکديگر پيدا کنند
و با روحيات و اخلاق و ديدگاه هاي هم بيشتر آشنا شوند. در حقيقت ، اين آشنايي و
شناخت در دوران نامزدي ، تکميل کننده ي شناخت مرحله ي گزينشي است، آن گاه در پرتو
اين آشنايي نزديک و کامل ، خود را براي تفاهم و سازگاري در زندگي مشترک ، آماده مي
کنند. آن شناخت ، براي«انتخاب » بود و اين شناخت ، براي «
تفاهم
و سازگاري».

 

2- اصلاح و تربيت

اگر کسي صفت و خصوصيتي را در نامزدش مشاهده کند که
مورد پسندش نباشد و بخواهد آن را برطرف و يا اصلاح کند ، يا صفت و حالتي را در او
ايجاد کند، بهترين دوران براي اين « اصلاح و تغيير و تربيت »، دوران نامزدي است.
چون هنوز روابطشان عادي نشده و نسبت به هم احترام و محبت خاصي قائلند . در نتيجه
پذيرششان از همديگر بيشتر است و زمينه ي تحول و تغيير و اصلاح ، مساعدتر. ( اما
نبايد از ياد برد که نمي توان فردي را که سال ها به شيوه و عادت خاصي خو گرفته ،
اساساً و به طور کلي تغيير داد و متحول کرد؛ بنابراين ، منظور اصلاح و تغيير در
اصول بنيادين فرد نيست)


 

3- افزايش محبت

از شرط هاي اصلي سعادت در زندگي زناشويي
،« محبت » است و زمينه ي آن بايد
قبل از عقد

فراهم شده باشد. اما دوران نامزدي ، بهترين فرصت براي افزايش و تحکيم محبت است.
رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها، در افزايش محبت و يا کاهش آن ، مؤثر است.

بنابراين ، دختر و پسر
بايد کاملاً مواظب اعمال خود باشند و از هر عمل پسنديده اي که باعث افزايش محبت مي
شود، کوتاهي نکنند و از کارهايي که موجب دلسردي و کاهش محبت مي شود، اجتناب کنند.

 

4- بها دادن به احساسات و عواطف يکديگر

نامزدها بايد مواظب عواطف و احساسات يکديگرباشند و به آن بها و
جواب مناسب دهند. بعضي از نامزدها، به عواطف و احساسات لطيف نامزدشان ، بهاي لازم
را نمي دهند و به او «بي اعتنايي» مي کنند و خيال مي کنند اين کارشان باعث عزيزتر
شدنشان مي شود! حال آنکه کاملاً برعکس است و چنين رفتاري باعث جريحه دار شدن عواطف
نامزدشان مي شود و در نتيجه کينه ي او را به دل مي گيرد و ممکن است لطمه هاي سنگيني
به زندگي شان بزند.

خاطرات دوران نامزدي – معمولاً – تا آخر عمر در ذهن مي ماند و
در زندگي آينده تأثير دارد ( چه خاطرات شيرين و چه تلخ ).

بنابراين ، رفتار نامزدها بايد کاملاً حساب شده باشد و از
اعمالي که به غرور و شخصيت يکديگر لطمه مي زند، اجتناب گردد. بي اعتنايي و سرسنگيني
و تکبر در مقابل نامزد، لطمه هاي سنگيني به عواطف و
شخصيت
او مي زند.

متأسفانه فراوان مشاهده مي شود که پسران جوان از بي اعتنايي و
سرسنگيني نامزدشان گله و درد دل دارند و – مثلاً – مي گويند :« هديه اي براي نامزدم
گرفتم و با هزار اميد و آرزو به ديدارش رفتم ، اما او بي اعتنايي و بي احترامي کرد
و مرا تحويل نگرفت و با دلي شکسته و پر خون از منزلشان بيرون آمدم...»

دختران متدين و با عفت بدانند که اين کارها، لازمه ي تدين و
عفت نيست ، بلکه حرام است.

معنا ندارد که دختر، در مقابل نامزدش که به او محرم است و در
حقيقت شوهر اوست ، خود را مخفي کند و به او بي اعتنايي نمايد ! بله، اين را قبول
داريم که : دختران عفيف و با حيا در اوايل دوران نامزدي ، خجالت مي کشند و نمي
توانند با نامزدشان رفتاري خيلي صميمي و محبت آميز داشته باشند؛ پسران هم بايد
رعايت حال آنان را بکنند؛ اما اين حالت و خجالت بايد به زودي برطرف گردد و رابطه
شان صميمي و پر محبت ، و در عين حال همراه با احترام متقابل باشد .

 



5- هديه دادن

« هديه » در جلب دل ها و افزايش محبت ها ، نقش عجيبي دارد. بر
نامزدها لازم است که از اين نکته ي زيبا و مهم غفلت نکنند.

لازم نيست که هديه ، گران قيمت باشد، بلکه لازم است زيبا و
مورد علاقه ي طرف باشد و مهمتر آن که : « با ظرافت داده شود!». هديه دادن ، ظرافت و
سليقه ي خاصي را مي طلبد!

اين هم فراموش نشود که : هديه دادن بايد از دو طرف باشد، نه
اين که فقط پسر به دختر هديه بدهد . البته پسر بايد بيشتربدهد!

 

6- نامه نگاري هاي محبت آميز

نوشتن نامه هاي پر محبت و با صفا ، تأثير نکويي در افزايش محبت
و استحکام رابطه ي بين نامزدها دارد. حتي اگر دو نامزد به هم نزديک باشند و هميشه
يکديگر را ببينند، باز هم نوشتن نامه تأثير خود را دارد. نامزدها مي توانند نامه ها
را بنويسند و پس از ملاقات و هنگام جدا شدن از هم ، نامه ها را به يکديگر بدهند.
البته هرگاه مسافرتي پيش آمد و از هم دور شدند ، نامه ها بايد بيشتر و مفصل تر شود.

همسراني را مي شناسم که پس از گذشت سال ها از زمان ازدواجشان ،
هنوز نامه هاي دوران نامزدي را نگه داشته و مطالعه مي کنند و برايشان خاطره انگيز و
لذت بخش است !

 

7- ملاقات هاي صميمانه

دو نامزد بايد در اين دوران شيرين و به ياد ماندني ، ديدارهاي
دوستانه داشته باشند. اين ملاقات ها ، اميد و شور و علاقه را درهر دو تقويت مي کند.
اين کار نه تنها خلاف عفت نيست ، بلکه باعث تقويت عفت در هر دو مي شود. در اين
ملاقات ها ، با يکديگر صحبت هاي محبت آميز داشته باشند و به هم
عشق و علاقه و محبت نشان دهند و درباره ي
زندگي آينده شان گفت و گو کنند ؛ به هم دل گرمي و اميد بدهند و باهم به گردش و
تفريح و مسافرت بروند.

 

 

 


موضوعات يادداشت


+ نگاهي به فيلم سينمايي «هالک» ساخته آنگ لي

قند عسل::: شنبه 17/2/1384::: ساعت 7:38 عصر

نگاهي به فيلم سينمايي «هالک» ساخته آنگ لي

باز هم کميک استريپ سينمايي!

هالک (The Hulk) کارگردان: آنگ لي/ بازيگران: اريک بنا، جنيفر کانلي، نيک نولتي، سام اليوت، جاش لوکاس و ... / اکشن، علمي تخيلي / 138 دقيقه / محصول آمريکا

يک فرمول کارآمد ولي قديمي در هاليوود باعث شده تا بسياري از کميک استريپ هاي 40 – 30 سال پيش که در مطبوعات آمريکا چاپ مي شد و يا به صورت کتاب هاي مصور به بازار مي آمد، اينک تبديل به فيلم هاي سينمايي شوند. فناوري هاي جديد ساخت فيلم با کمک کامپيوتر در خلق جلوه هاي ويژه مهمترين دليل بازسازي اين داستان هاي مصور روي پرده نقره اي سينماست. جذابيت اين داستان هاي مصور با تصوير فني سينمايي همراه مي شود و اثري پر فروش براي سازندگان فيلم به ارمغان مي آورد.

 اين فرمول چند مزيت دارد: يکي  آن که با توجه به اقبال داستان هاي مصور و محبوبيت شخصيت هاي شناخته شده ي آن در ميان مخاطبان، فروش نسخه بازسازي شده کاملاً تضميني است. از سوي ديگر اين سينما هم براي تين ايجرهاي امروزي و هم براي تين ايجرهاي ديروزي که  دو  دهه قبل با اين داستان ها در مطبوعات آشنا شده اند، جذاب است و لذا بيشتر افراد خانواده چه نسل گذشته و چه نسل امروز تمايل دارند اين فيلم ها را ببينند. فروش سرسام آور و چشمگير فيلم هايي چون «مرد عنکبوتي»، «سوپرمن» و «بتمن و رابين» دليل اين ادعاست.

اخيراً يک بازسازي جديد از داستان هاي مصور و کارتوني از سري «مارول» به نام «هالک باورنکردني» در سينماهاي دنيا به نمايش درآمده است. اين اولين بار نيست که داستان هالک بر پرده ي سينما يا صفحه تلويزيون به نمايش درمي آيد. تاکنون چند فيلم و چند سريال از اين سري ساخته شده و به نمايش درآمده است.

اما تفاوت اصلي اين فيلم  با فيلم ها و سريال هاي ديگر «هالک» در آن است که در سريال ها و فيلم هاي ديگر هميشه يک بازيگر نقش " هالک " را بازي مي کرده است ولي در اين نسخه هالک را با جلوه هاي ويژه ي تصويري و با کمک کامپيوتر ساخته اند. به همين دليل در اين نسخه " هالک " نسبت به نسخه هاي پيشين به مراتب بزرگتر و ترسناک تر است.

دکتر «بروس نبر» (اريک بنا) دانشمندي جوان، آرام و مغرور است که در ادامه راه پدر دانشمندش، بر روي يک سري تغييرات ژنتيکي تحقيق مي کند. در جريان يک اتفاق، بروس در مقابل چشمان شگفت زده و هراسان همکار و نامزدش «بتي» (جنيفرکانلي) تحت تابش اشعه کنترل نشده و مرگبار گاما قرار مي گيرد. از سوي ديگر موجودي عظيم الجثه و سبز رنگ با بدني شبيه انسان که به «هالک» شهرت يافته ، در اطراف شهر ظاهر مي شود و تمام  ساکنان شهر را به وحشت مي اندازد. براي مقابله با اين هيولا، نيروهاي نظامي با تجهيزات پيشرفته به فرماندهي ژنرال راس (سام اليوت) پدر بتي ، آماده مي شوند تا اين موجود خطرناک را از بين ببرند.

ژنرال راس از «گلن تالبوت» (جاش لوکاس) دانشمند رقيب بروس مي خواهد تا هالک رانابود کند. در اين ميان بتي حدس مي زند رابطه اي ميان بروس و هالک باشد. پدر دانشمند بروس، ديويد (نيک نولتي) هم تا حدودي با بتي هم عقيده است. تالبوت درصدد است فرمولي که بروس کشف کرده و با آن انسان به موجودي قوي و رويين تن تبديل مي شود را به دست آورد تا در اختيار ارتش بگذارد و از اين راه پول زيادي به جيب بزند.

از سوي ديگر ديويد هم که مانند پسر روي  D.N.A  تحقيق مي کرده، تازه از زندان آزاد شده است. نفرت او از ارتش که سال ها پيش او را دستگير کرده  موجب مي شود تا ديويد به همراه بتي براي نجات بروس - يا همان هالک -  دست به کار شود.

نسخه جديد هالک را " آنگ لي "  کارگرداني کرده است، کارگردان هنگ کنگي که همه او را با  فيلم «ببرخيزان، اژدهاي پنهان» مي شناسند. اين فيلم با استفاده از همان فرمول قديمي ياد شده  توانسته بيش از صد ميليون دلار فروش  داشته باشد و گمان مي رود تا به يکي از پر فروش ترين  فيلم هاي  سال 2003 تبديل شود. فيلم پر است از صحنه هاي اکشن و درگيري؛ اما آنچه در اين گونه فيلم ها ديده مي شود، فقط همين جذابيت هاي تصويري است و تنها روايتي است که بايد پس از ديدن آن خميازه اي کشيد  و بعد به سرعت آن را فرموش کرد.

. گالري تصاوير


موضوعات يادداشت


   1   2   3      >

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by:www.persianblog.com